محمد تقي جعفري
20
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
اين تحول ما را به كجا رهنمون خواهد شد ؟ چنان كه در ابتداى اين بحث گفتهام . هدف دوگانهء پژوهش - از يك سو سلطهء كامل جهان حواس و از سوى ديگر شناسايى كامل جهان واقعى ، على الاصل وصول ناپذير باقى خواهد ماند . اما از اين نادرستتر چيزى نيست كه اين را عذر و دليلى براى دل سرد شدن سازيم . هم اكنون كاميابىهاى زيادى در گنجينهء دارايى ماست . كاميابيهاى عملى و نظرى كه تعداد آنها روز افزون و شايد همه گونه دليل و حجتى داريم كه اين پيكار بىپايان را در راه موفقيتى و الا و دسترس ناپذير به منزلهء موهبتى آسمانى براى روح انسانى به شماريم . ( 1 ) 21 » راست است كه از خطاى حواس گفتگو مىشود ، اما مقصود اين نيست كه ادراكات حسى منشا اين خطاها ، دروغين يا حتى محل شك و ترديد باشند . در مثل اگر سرابى ما را گمراه كند ، گناه از تاثر بصرى ما نيست كه واقعاً وجود دارد بلكه از دراكهء ما است كه از اين تاثر نتيجهء خطا آلودى مىگيرد . تاثر حسى همچنان معلوم بلا فصل ( دادهاى ) است و بس و از همين رو منكر آن نمىتوان شد . ( 2 ) يك واقعيت ما بعد الطبيعى ، مانند هر تاثر حسى در افق حقيقت تجربى جاى مىگيرد ، اين تصور كه در وراى ظواهر ، حقيقتى هست ، موجب رسيدگى بسيارى از فلاسفه شده است . اينان مىگويند كه در علوم دقيقه همه تصورات اجمالى و همه اندازه ها به ادراكهاى حسى ما مربوط مىشوند ، از آن جا چنين بر مىآيد كه نتايج علمى نيز در آخرين تحليل فقط به همان جهان حواس مربوط مىشوند و ناموجه يا دست كم لغو و بىهوده است . اگر فرض شود در پس پديده ها وجود جهانى ما بعد الطبيعى را فرض كنيم كه به رصد مستقيم در نمىآيد ، به اين ايراد چنين جواب خواهيم داد كه ما در تعبير
--> ( 1 ) تصوير جهان در فيزيك جديد ، ماكس پلانك ، ترجمه مرتضى صابرى ، ص 34 . . ( 2 ) همان مأخذ ، ص 86 . .